یک دریاچه آرام نیمه عمیق؟!...نه! آن طور که نشان می دهد نیست...در واقع کمی آلوده تر از آن است که به نظر می رسد؛ تمام این گستره وسیع شیرابه حاصل از زباله است. در زباله گاهی که سال گذشته به عنوان بهترین زباله گاه کشور معرفی شد! در زباله گاه مشهد!
هر روز بیش از 400 تن زباله ( یعنی حدود یک سوم زباله های شهری مشهد) در لند فیلی که با وسعت 220 هكتاری اش درحاشيه شرقي جاده مشهد_ نيشابور جا خوش کرده دفن می شود و شیرابه حاصل از ان هدایت می شود به حوضچه ای در همان نزدیکی. می دانم که چه می کند این شیرابه با سفره آب زیرزمینی مان!
بررسی چاه های آب اطراف لندفیل نشان می دهد که آب این چاه ها به شدت از شیرابه حاصل از زباله ها متاثر شده اند.
نمی گویم که این زباله گاه بسیار به مناطق مسکونی شهرمان( شهرک ابوذر و شهرک عسگریه) نزدیک است، نمی گویم از همان ابتدا مکان یابی اش اشتباه بوده و به دلیل قرار گرفتن در جهت باد غالب مشهد هر روز حجمی از دود و آلودگی را به سمت ریه های ساکنان این شهر می فرستد. نمی کویم زباله گرد ها با مجوز شهرداری بدون رعایت هیچ گونه اصولی هر روز لابلای زباله ها می پلکند و زباله تفکیک می کنند.
اصرار نکنید- نمی گویم! چون چیزهای مهم تری برای گفتن هست:
در سبزوار روزانه یک صد تن زباله بدون هیچ گونه عملیات دفن در محل رهاسازی و بعضن سوزانده می شود.
گوسفندها هر روز در زباله گاه سبزوار چرا می کنند. زباله ها به دلیل عدم پوشش دهی با خاک در مزارع کشاورزی حاشیه زباله گاه پراکنده می شوند؛ این یعنی ورود عوامل بیماری زا به چرخه غذایی مردم!
مدال مدیریت زباله گاه ها را شاید بتوان به شهردار قوچان اهدا کرد. شهری که زباله گاهش محلی ست برای رهایی از فاضلاب انساني، زباله واحدهاي صنعتي، بيمارستانها و کشتارگاه. کارآمدی بسیار زیاد هم گاهی چندان خوب نیست!
در تربت جام هر روز حجم عظيمي از زباله هاي شهر به محل مركز دفن زباله واقع در كيلومتر 15 جاده تربت جام- باخرز منتقل مي شوند و سپس توسط زباله گرد ها به آتش کشیده می شود. دود ناشی از سوختن آنها تا كيلومترها چشم را می آزارد. در پاييز با شروع اولین باران های فصلی امكان تردد كاميونهاي حمل زباله وجود ندارد و كاميونهاي حمل زباله، آشغال ها را همان حاشیه جاده تخیله می کنند.
در زباله گاه نیشابور سرنگهاي ترزيق و ظروف نمونهگيري در محل زبالهگاه به خوبی نشان می دهد که چه بر سر زباله های بیمارستانی این شهر می آید.
زباله گاه شهر خرو تنها 750 متر با نزديكترين مناطق مسكوني فاصله دارد و به دلیل قرار گرفتن در دره نفوذ شیرابه زباله های این محل به سفره های آب زیرزمینی حتمی است.
در شهر فیروزه نیشابور زبالهگاه در مسير رودخانه مارسك قرار گرفتهاست و در هنگام وقوع سيلابها، ايجاد آلودگي آب در كل منطقه اجتنابناپذير است.
در بالادست زبالهگاه شهربردسکن نیز تنها در فاصله 50 متري، رشته قنات متعلق به روستاي ابراهيمآباد واقع شده كه احتمال انتقال آلودگي ناشي از زباله ها به اين قنات ها وجود دارد.
زباله گاه ها.... زباله گاه ها تنها بخش کوچکی از هزار آلاینده زمین ما هستند.
زمینی که 4/6 میلیارد سال تمام کارش آفرینش، نابودی و آفرینش دوباره بود. تا بتواند چنین صحنه هایی را خلق کند:
آبشار لوه- استان گلستان
و این تنوع فوق العاده را در حیات بیافریند:
هر روز زباله ها و سموم دفع آفات و پساب ها کار خودشان را می کنند با زمین. اما...من امروز می خواهم - با آگاهی از تمام آن چه هر روز بر سر این سرزمین می آوریم- به خاطر تمام چیزهایی که هنوز در طبیعت مان داریم، به خاطر لاک پشت هایی که هنوز در شیب دراز نفس می کشند، به خاطر روباه هایی که هنوز زیر عبور ماشین ها له نشده اند، به خاطر جریان رو به رشد طبیعت دوستی آدم های عاشق در میهنم خدا را شکر کنم.
باشد که سبزینگی طبیعت ایرانم در آینده بیشمار باد. باشد که روزی خبرنگارهای آینده مشهد از زباله گاه های مدیریت شده بنویسند و ذوق کنند از دیدن آسمان آبی و سفره زیرزمینی پاک شهرشان. باشد که ایران- که زمین- همیشه سبز باد. سبز- آبی همان طور که 6/4 میلیون ها سال است که از فضا این گونه به نظر می آید.
پی نوشت:
* از آقای توکلی عزیز به خاطر ارسال عکس هایی از زباله گاه کاشمر ممنونم. همین طور از منبع آگاه دوست داشتنی ام در اداره محیط زیست.
** چند روزاست می گردم به دنبال آماری از شاخص های پایداری در مشهد. امروز اتفاقی دستم خورد به کتابچه کوچکی در قفسه کتابخانه." چهارمین آمارنامه حمل و نقل شهر مشهد" افتاد پایین...چه خوب است وقتی اطلاعات از آسمان برایت می رسد!
گاهی فکر می کنم نیرویی هست که هدایتم می کند. بگذار غرق شوم در این مالیخولیای خوشایند. چه اشکالی دارد؟!



















چیلیک