راست می گفتی ... دنیای برعکسی است

  • PDF

به تو می گویم که اگر پسر بودم حتما محیط بان می شدم. بعد حواسم پرت می شود و همان طور که داریم ظرف ها را با هم می شوریم، برایت از خوبی محیط بان ها می گویم. حرف، حرف، حرف. چه قدر تعریفتان را کردم. بعد زل زدم توی چشم هایت و آن برق غرور مردانه توی نگاهت! چه مغرور شده بودی. ته سیاهی چشم هایت چیزی برق می زد. گفتم عوضش دست پختتان افتضاح است. گفتم فقط سارگپه ها ممکن است از خورشت قیمه ات خوششان بیاید. رفتیم و خورشت قیمه ی تو را به سارگپه دادیم. همانی که هر روز می آید حوالی پاسگاه و غذایش را می خورد. اهلی اش کرده ای. اهلی ِ خودت.

IMG_3985

این همان سارگپه ما ست

می روی سراغ آهویی که توی تله ی مرد مزرعه دار اسیر است. می بینی چه طور توی خون خودش دست و پا می زند. با دست شکسته. آهو را می گذاری لای پتو و می رسانی اش تا پاسگاه. چند ماه مهمان توست تا به قول خودت بوی تو را می گیرد. بهار که می آید می بینی از آهو خبری نیست. می فهمی توی انباری است و خودش را از تو پنهان می کند. خودت خوب می دانی قضیه را. یک هفته بعد سر و کله اش پیدا می شود؛ سر و کله ی خودش و بره اش. دو تایی شان را می بری و رها می کنی در طبیعت. غرق شوق می شوی از این  که  "دو" تا موجود شکننده ی ظریف را نجات داده ای. رفتن شان را دنبال می کنی. دلت برایشان تنگ می شود.

CRW_7159_resize

آهوها در شیراحمد

قرار است دو هفته ی دیگر اعدامت کنند. من کتاب " ابله" داستایوسکی را مدام باز می کنم و نگاهم می لغزد روی صفحه هایی که شاهزاده میشکین صحنه ی اعدامی را  برای دخترهای ژنرال مجسم می کند. کلمه به کلمه اش را فرو می دهم. می خواهم بفهمم آن لحظه های آخر احتمالا چه احساسی داری. یادم می آید آن بار که چشم هایت را از دست داده بودی-  آن دفعه هم به خاطر طبیعت- گفتی پشیمان نیستی. گفتی هیچ وقت پشیمان نشده ای از این که محیط بان  بوده ای. از این که شکارچی ها صورتت را با چهارپاره داغان کرده اند. می خواهم آنجا باشم و بپرسم الان پشیمانی؟ چه میشد مدیر کل بودی و پشت میز ریاست بر سر عبور جاده ای از دل یک پارک ملی با نماینده ای مذاکره می کردی؟ راستی این حکم که هیچ دادگاهی در جهان برای محافظان دارایی سرزمین مادری اش صادر نمی کند و فقط از دادگاه های ایران بر می آید- می تواند باعث شود که تو یک کلمه- فقط یک کلمه- بگویی که پشیمانی؟! مثل همه ی مجرم ها، قاچاقچی ها، معتادها و قاتل ها که می ایستند رو به جمعیت و تقاضای بخشش میکنند؟ می توانی سرت را بیندازی پایین و بگویی خانم ها، آقایان- عذر می خواهم از این که تمام این مدت ته مانده ی آهوهای سزمین تان را نجات می دادم؟!  راست می گفتی ... دنیای برعکسی است.



:confused::cool::cry::laugh::lol::normal::blush::rolleyes::sad::shocked::sick::sleeping::smile::surprised::tongue::unsure::whistle::wink:

2000 حرف باقيمانده

تعداد بازدیدگنندگان سایت

statامروز38
statدیروز222
statاین هفته689
statاین ماه3992
statکل بازدیدها75832

کاربران آنلاین

 14 مهمان حاضر

ورود به محیط کاربری

لینک های محیط زیستی


 چیلیک 100بازدید
 سایت عکاسی 101بازدید
 حشره شناسی 115بازدید
 منصوره معتمدی 161بازدید
 planetsave. 107بازدید
 دوستداران محیط زیست ایران 227بازدید
 هادی صمدی 160بازدید
 بی بی سی فارسی 170بازدید
 آژانس خبری بختیاری 195بازدید
 مهار بیابانزایی 320بازدید
 اخبار روز 204بازدید
 فردا 121بازدید
 دیده بان حقوق حیوانات ایران 320بازدید
 environmental news 135بازدید
 مژگان جمشیدی 158بازدید

آخرین مطالب وبلاگ

اینجا: محیط زیست ایران راست می گفتی ... دنیای برعکسی است